Home  >  مقالات  >  مقالات فرهنگی هنری  >  تحلیلی راجع به سینما و جذابیت از منظر شهیدآوینی
تحلیلی راجع به سینما و جذابیت ازمنظر شهید آوینی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر   
سه شنبه ، 7 آبان 1392 ، 20:25

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به مناسبت بزرگداشت سید شهدای اهل قلم٬ سید مرتضی آوینی

 

تحلیلی راجع به سینما و جذابیت ازمنظر شهید آوینی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 برای چه فیلم میسازیم؟ جذابیت سینما برای بشر درکجاست؟  تا کجا می توان از جذابیت های سینما سود برد؟ آیا تماشاگر باید خود را به هرجاذبه ای در سینما تسلیم کند؟......................

اینها همه سوالاتی است که دغدغه نگارش مقالاتی چند از شهید سید مرتضی آوینی در باب سینما و جذابیت های آن در سال های پس از انقلاب گردید. او که جذابیت را برای سینما مشهور می داند از بدیهی بودن آن سوال می کند.و می گوید: آیا این سخن که؛ فیلم اگر جذبه نداشته باشد فیلم نیست آن همه که مشهور است بدیهی نیز هست؟

 

 

 

 

 

 

تماشاگر٬ مخاطب٬ عوام الناس ٬گیشه٬ بازار فیلم و.........همه وهمه از مشهورات ومقبولات سینما در نظر اویند.اما ینکه معیار کدام باشد برایش متفاوت روی می کند.او تردیدی ندارد که اگر معیار را یکی از این جمله بداند باید خیلی از فیلم ها را دور بریزد و هرگز نبیند. فی المثل می گوید: سینمای تاراکوفسکی را عوام الناس نمی فهمند و اگر معیار جذابیت گیشه باشد٬ خیلی از فیلم ها را نباید فیلم دانست.... از این روست که گیشه را معیاری برای آگاهی از میزان استقبال عوام میداند نه سنجش کیفی آثار. واز خودش سوال میکند: که آیا فیلم خوب یعنی فیلم پرفروش؟

آوینی در این تحلیلش از جذابیت های سینما می گوید: باید دید٬ طرف تاثیرجاذبه های سینما چه کسانی هستند...انتلکتویل ها؟ منتقدین؟ حکما؟ عرفا؟ و یا همه این اقشار...؟ و گرنه از همان اول پذیرفته ایم که فیلم باید برای عوام الناس جذبه داشته باشد.

 از نوشته های شهید آوینی اینگونه برمی آید: اینکه جذابیت سینما را می توان مجرد از مفهوم آن و مساله مخاطب آن بررسی کرد٬ برایش دشوار می نمود و معتقد بود این مقولات را باید  در کنار هم و با هم بررسی کرد و در همین باره می نویسد که: حتی اگر سینما وتلویزیون را دام وکمندی برای صید تماشاگر بدانیم. این تماشاگر سینما و تلویزیون است که به آن دام و این کمند عشق می ورزد....او معتقد است که: هر چه هست در درون بشر است٬ یعنی در درون بشر چیزی هست که این رشته جذابیت را می آفریند.

در حقیقت٬آوینی با طرح این مطالب میخواست بداند جذابیت سینما برای بشر درکجاست؟ او در ادامه طرح این سوالات به گونه ای تصریح می کند که سینما را عین جذابیت نمی داند٬ بلکه جذابیت را برای سینما٬ شرط لازم ذکر میکند و نه شرط کافی٬ و به همین دلیل که جذابیت شرط کافی نیست٬ اطلاق هر گونه حکمی را بطور عام برای آن جایز نمیداند.

 او در رابطه با این هیاهوی سینما در جهان به رغم دنیایی که برای عفت و نجابت در سینما حتی کمترین شان را قایل نیستند٬از سینما وتلویزیون ایران به عنوان عفیف ترین و نجیب ترین یاد می کند که در آن٬ حقیقت انسانی بشر بر وجود حیوانی او ارجحیت دراد.

او رابطه سینما با انسان را در جهان بی نظیر توصیف می کند تا جایی که بشر امروز را در مقابل سینما٬ غرق شده در توهمی از یک واقعیت می بیند که برای شرکت دریک بازی شبیه به زندگی تلاش میکند٬ بی آنکه رنج های آن زندگی دامن او را بگیرد. آوینی این وضعیت را شبیه به این میبیند که: در اتاقی گرم از پشت پنجره ٬ ریزش برف را تماشا کنی و تز زیبایی های آن لذت ببری٬ بی خیال اینکه کسانی همین برف٬ خانمانی برای پناه بردن ندارند.

 

او اگرچه می گوید: سینما توهمی است واحد از یک واقعیت ممتد(داستانی که تصویر شده) اما معتقد است که این سخن را نباید در مقام تعریف نهاد. چرا که در این سخن اصالت تصویر و فردیت فیلم ساز لحاظ نشده است و این در حالی است که بنا به تعریف اغلب هنرشناسان معاصر٬ سینما بیان همین فردیت و مکنونات درونی هنرمند است. آوینی سر انجام در پاسخ به هنرمند مدرن که مدعی است((من تاریخی و اجتماعی انسان)) از مشرق ((من فردی)) او طلوع می کند٬ می گوید: درست است که واقعیت درون فیلم٬ واقعیت ازچشم فیلمساز است و او همچنان صورتگر عالم درونی خودش هست٬ اما٬ اگر فیلم ساز٬ واقعیت را آن چنان که هست دیده باشد٬ فیلم نیز به این واقعیت نزدیک خواهد شد. والا نه....

ادامه دارد...

 

 

سید علی اصغر تقوی

تهران-۱۹ فروردین ۱۳۸۸

 

 
ایمن شده توسط وب سایت عرش هاست