بررسی سینمای انقلاب مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر   
پنجشنبه ، 11 مهر 1392 ، 17:38

سینمای انقلاب سینمای ارزش ها

 

سينماي انقلاب؛ سینمای ارزش ها

* سینما و رویکرد به ارزش ها

* سینمای ایران پیش از انقلاب

* سینما و ادامه حیات ارزش ها

از همان سال های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی موضوع سینما برای عده ای از متفکرین و صاحب نظران مسلمان از حساسیت ویژه ای برخوردار بود، برخی نیز با حضور در یک پایگاه فکری تحت عنوان حوزه هنر و اندیشه اسلامی و بویژه مجله سوره، فرصتی را فراهم کرده بودند تا به موضوع سینما از منظر علمی به خوبی پرداخته شود، صرف نظر از اتفاقاتی که بعدها در این حوزه ؛ سینمای انقلاب را دچار چالش های فکری از درون کرد، نباید از نظر دور بداریم که: فرصت خوبی فراهم شده بود تا به آراء ونظرات متفکرین و صاحب نظران مسلمان با تکیه بر آرمانهای امام راحل(ره)بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره سینما جامه عمل پوشانده شود وازطرفی با مطالعه و مداقه در افکار و اندیشه های بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) و مؤانست با اندیشه های ناب اسلامی راه رسیدن به ماهیت دیگرگونه از این مولود فلسفه وتمدن علمی غرب هموار گردیده و نیز فیلم سازمعاصر بداند که برای رسیدن به کمال، غایت لازم است و البته؛ غایت فیلم ساز مسلمان در تطبیق با غایات تمدن نوین غرب متفاوت است، و همین تفاوت است که مبنای اجتهاد در تکنولوژی ، هنر معاصر و بویژه سینماست.

بی تردید برای مسلمان ماندن ومسلمان زیستن باید تکنیک را به خدمت اسلام درآورد، هنرمند مسلمان برای رسیدن به این مهم ناچار است تا در تکنیک به مثابه هنر تصرف کرده از آن عبور نماید وبالاخره فرق حجاب تکنیک نموده و از آن برآید.

شاید آنچه گفته شد همه دغدغه صاحب نظران سینمای انقلاب برای طرح این نظریات ونگارش این مقالات در باب سینما نبود.اما یک نکته مهم و اساسی والبته مهمترین نکته در مباحث سینمایی ذکر همین نکات است که در این مقدمه رفته و در ادامه این مطلب نیز از پی می آید.

برای ادامه بحث از سینمای ایران با حفظ همین دغدغه ها در بررسی سینمای ایران پس از انقلاب لازم است تا خلاصه ای از تاریخچه و روزگار سینمای ایران را بازگو کنیم.

در یک نگاه کلی به سینمای ایران باید بگویم که سینمای ایران از آغاز تا کنون، یعنی ازهمان سال 1309 که نخستین فیلم ایرانی به ثبت رسیده است، چند دوره را پشت سر گذاشته است،از سال 1309 تا 1316 که عمدتا پارسیان هندوستان به اسم ایران فیلم می ساختند را، دوره نخست سینمای ایران می نامند.

از 1316 تا 1327 که بطور کلی سینمای ایران به مدت 11 سال از تولیداات سینمایی مستقل به دور بوده است و در سال های بعد از آن تا اواسط دهه 40 تمام فعالیت سینمای ایران محدود و مشغول به همان پدیده فیلم فارسی سازی بود، درواقع آنچه در این دوران کمتر از هر موضوعی محل اعراب بود، اصل سینما و عناصر سینمایی و زیبایی شناختی سینما بود، این سینما؛عمدتا از عواملی تشکیل شده بود که چندان تخصصی در سینما نداشتند و بجز صدابرداران و تصویربرداران، خبری از عوامل حرفه ای در این سینما نبود واساسا در همان فضای کافه ها و درمیان فواحش، با تمام فراز ونشیب هایش به تقلید از سینمای آن سوی مرزها شکل می گرفت این سینما کم کم به ورطه شبه روشنفکری غلتیده و تلاش می کرد تا با عرضه رفتارهایی خاص، اقشار فرهنگی و تحصیلکرده را نیز به از خودبیگانگی دعوت کند، فیلم نامه ها در این دوره، اغلب برداشتی ازفیلم های هندی،ترکی وعربی و در موارد محدودی نیز برداشتی از سینمای آمریکا بود.از اواسط دهه 40 به دعوت و مساعدت برخی سازمانهای دولتی رژیم شاه و با هدایت (فرح دیبا)، نسخه ای از سینمای شبهه روشنفکری در دستور کار جشنواره ای با عنوان "موج نو" قرار گرفت که این نیز چیزی افزون تر از شبه سینمایی که از آن باصطلاح "سینمای آبگوشتی" نیزیاد می کنند،نبود.البته از این سینما تنها استثنائاتی از فیلم سازان فعال وحرفه ای برآمد که در سال های آخر رژیم پهلوی در بوجود امدن سینمای انقلاب نیز فعال بودند. مرحوم علی حاتمی، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و بهرام بیضایی از جمله کارگردانان این سینما بودند که در سینمای پس از انقلاب هم آثار قابل توجهی را بجای گذارده اند.این موج نیز علی رغم جلسات و سمینارهایی که با حمایت رژیم در سال های منتهی به انقلاب برای نجات آن برگزار شد، نیز نتوانست سینمای ایران را به جایگاهی بالاتراز سینمای شبه روشنفکری و فیلم فارسی بنشاند، و سرانجام در سال 56 نیز شعله های این سینما بطورکلی به خاموشی گرایید.این یک وضعیت کلی از سینمای ایران قبل از انقلاب بود که البته در خلال بحث نیز بطور قطع بازگشت به برخی از این موارد در تحلیل سینمای انقلاب اجتناب ناپذیر خواهدبود.

آن دسته از کارگردانان و فعالان سینمای انقلاب که نام برده شد و برخی دیگر که در این فهرست نیامده است، در حقیقت فعالیت سینمایی خود را در همان سینمای موج نو آغاز کردند و در حقیقت برای اعتلای سینما در آن مقطع تلاش زیادی کردند اما بدلایل متعددی که در جای خود از آنها صحبت خواهیم کرد، نتوانستند به ادامه حیات این موج در سینمای ایران کمکی بکنند لذا در همان دهه 50 و سال های منتهی به انقلاب دست به تولید فیلم هایی با بیان اعتراضی زدند که در تاریخ سینمای ایران به عنوان سیاسی ترین فیلم ها مطرح اند. اخبار و مسایل مملکتی در آن روزها بر مردم اثر می گذاشت وهیجانات انقلابی آنها را بیشتر می کرد، دست به حرکت های انقلابی می زدند و در مقابل حکومت نیز با حرکت های پلیسی اقدامات سرکوب گرانه را به راه می انداخت، اینها بطور طبیعی فضای سینما را تحت تاثیر قرار می داد، فعالان سینمایی در آن روز باید با ساخت فیلم، تعلق خاطرشان را به فضای سیاسی اجتماعی کشور نشان می دادند، اینگونه است که این دسته از فعالان سینما از همان اوایل دهه 50 تمایل و تعلق خودشان را به این فضا نشان میدهند به عنوان مثال مسعود کیمیایی که می توان از او به عنوان یکی از سردمداران سینمای" موج نو" یاد کرد، با ساخت فیلم هایی مثل؛ قیصر، رضا موتوری و خاک تعلق خودش را به سینمای سیاسی اجتماعی آن روزها نشان می دهد و سر انجام با ساخت " گوزن ها" در اواسط دهه 50 مخالفت علنی گروه های چریکی با رژیم را به صورت علنی به نمایش می گذارد و به روایتی سیاسی ترین فیلم خود را به تاریخ سینمای ایران اضافه می کند که به تلقی عده ای از سینماگران برای سینمای سیاسی و انقلابی ایران و کیمیایی یک نقطه اوج بوده است.کیمیایی دو سال بعد یعنی در سال 56 "سفر سنگ" را ساخت که در واقع بلندتزین فریاد انقلاب در سینمای ایران بود که به گوش می رسید.به این ترتیب می توانیم بگوییم سینمای ایران متاثر از حرکت های انقلابی از همان اوایل دهه 50 زمینه های تحول جدی و عمیقی را پیدا کرده که پیش از انقلاب به عنوان سینمای سیاسی اجتماعی ایران و پس از آن به عنوان سینمای انقلاب مطرح است.

اگر چه سینما در همان آغاز در ایران نتوانست همپای سایر مقولات هنری در کشور تکامل یافته و به رشد برسد و از طرفی تحولات در سینمای ایران هم سطح و همراه تحولات سینمایی در جهان نبود، اما انقلاب و جنبش انقلابی مردم ایران توانست تاثیر عمیقی بر شکل گیری وجهت یابی سینمای ایران گذاشته ونقش تازه ای را در رویدادهای سیاسی اجتماعی زمان برای سینما ایجاد کند. سینما که اغلب وجهه ای سرگرم کننده داشت به خوبی توانسته بود حضور جدی و اجتناب ناپذیری را در عرصه تحولات سیاسی اجتماعی کشور رقم بزند.این حضور سبب شده بود تا گروه های انقلابی، نقش سینما و تاثیرگذاری آن را برای رقم زدن تحولات سیاسی اجتماعی انگاشته و بر این اساس طرحی برای ادامه حیات و رشد این سینما تهیه کنند، گروهی تحت هدایت و حمایت های آیت الله شهید دکتر بهشتی، با تشکیل موسسه ای بنام " آیت فیلم" به ساخت فیلم های انقلابی ادامه دهند که از جمله اولین تولیدات این گروه می توان به فیلم " جنگ اطهر" اشاره نمود. این گروه که مدعی بازسازی و نوسازی سینمای انقلاب بودند برای تهیه طرح نوین سینمای ایران از سینما گران آزاد اندیش سینمای ایران دعوت کردند و در این راستا تلاش هایی نیز داشته اند که در صورت مجال کافی در فرازهای بعدی این مبحث به آن خواهیم پرداخت. دراین رهگذر گروهی دیگر از مدیران معتقد به ارزشها و از طرفی متاثر از گرایش های روشنفکری رایج در هنر به قصد جریان سازی سینمایی به تاسیس موسسه فارابی اقدام کردند و گروهی از فیلم سازان و هنرمندان جوان و دلسوز و متعهد به شکل گیری و فعال سازی بخش سینمایی و فیلم سازی" حوزه اندیشه وهنر اسلامی" مبادرت کردند . صرف نظر از تقابلی که این گروه ها بعدا در ادامه تحولات سینمای ایران پیدا کردند و در برخی از مواضع به جای هم افزایی در مقابل هم موضع گرفتند، می توان شکل گیری این گروه ها و موسسات را با رویکرد های تازه به سینمای ایران همراه دانسته ، اینها تلاش هایی بود که گروه های متعهد و انقلابی برای ادامه این روند در سینمای ایران و برای درانداختن طرحی نوین در سینمای ایران صورت گرفت که برای بررسی نتایج این فعالیت ها و بازتاب آن در سینمای ایران دوباره به این مقولات باز خواهیم پرداخت.

از جمله عوامل در شکل گیری و رونق سینمای ایران، جشنواره ها بود، از آنجائیکه جشنواره ها می توانست زمینه ای باشد برای ایجاد جریان فرهنگی انقلاب تا باورها و تفکرات سینماگران نیز در آنجا محک زده شود، از این رو جشنواره ها فرصت مناسبی بود تا تفکرات وباورهای فیلم سازان ومخاطبان در یک فضای تعامل گرا و در یک رقابت سینمایی سالم بر همدیگر بیافزایند، جشنواره میلاد؛ اولین جشنواره فیلم بعد ار انقلاب بود که در سال 60 و در زمانی که کشور درگیر جنگ بود شکل گرفت و نخستین فیلم های تولید شده پس از انقلاب را پذیرفت. این فیلم ها غالبا مبارزات مردم و انقلابیون را با شاه و رژیم پهلوی به تصویر می کشید. این جشنواره در سال بعد برگزار نشد و بجای آن " جشنواره فیلم فجر" طراحی شد که به عنوان ماندگارترین جشنواره فیلم دوره بیست و هفتم را نیز پشت سر گذاشته است. در واقع می توان گفت سینمای انقلاب با برپایی جشنواره فجر شکل عینی تر وانسجام بهتری یافت به گونه ای که ساختار و محتوای سینمای انقلاب را تعیین میکرد.این گونه است که جشنواره فجر تبدیل به جریان غالب در شکل گیری سینمای انقلاب گردید. گذشت سالها پس از پیروزی انقلاب اسلامی واتفاقات پس از آن بویژه 8 سال دفاع مقدس به تدریج سینمای ایران را وارد حیطه های مختلفی کرد که هر کدام بطور مستقل قابل تامل و بررسی است. ورود رشته های تخصصی به سینما و جزئی شدن تخصص ها و ضرورت اهمیت دادن به این تخصص ها، دایره جشنواره فجر را برای پرداختن به سینمای ایران هر روز وسیع تر می نماید.

البته نباید فراموش کنیم که شرایط انقلاب برای ورود به عرصه سینما خیلی شرایط سختی بود، سینما در آن روزگار یک عامل تخدیرکننده بود، یک نماد فرهنگ انحرافی رژیم پهلوی بشمار می رفت و بطور طبیعی مورد تنفر مردم انقلابی بود، سینمای ایران در آن روزها تنها ابتذال فرهنگی را برای مردم ما تداعی می کرد.لذا بغض وکینه مردم نسبت به این مقوله در ابتدای پیروزی انقلاب دور از انتظار نبود، اما رفتار حکیمانه امام(ره) به عنوان رهبر انقلاب مردمی ایران در اولین سخنرانی ایشان در بازگشت به ایران روز 12 بهمن ماه 1357 در بهشت زهرای تهران مبنای تغییر وتحول در سینمای ایران وشکل گیری سینمای انقلاب قرار گرفت. حضرت امام(ره) در آن سخنرانی فرمودند: "ما با سینما مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم" این سخن امام(ره) به مانیفست سینمای انقلاب برای تغییر وتحول در سینمای ایران تبدیل شد واز طرفی با این سخن، سینما از بغض انقلابیون در امان مانده و به فرصتی برای اعتلای آرمان های انقلاب تبدیل شد. لذا این مبنای ورود انقلاب و انقلابیون به عرصه سینما و برنامه ریزی برای این عرصه بود،در واقع سینمای ما ، یک شبه سینمای روشنفکری بیشتر نبود و اصولا هیچ گونه تناسبی با تاریخ و فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی ما نداشت، نگرش امام(ره) و انقلاب نسبت به سینما که آشکار شده بود. بنابراین باید یک سینمای ملی بنا می شد که درخور و شایسته تاریخ و تمدن ایران اسلامی بود، از طرفی سینمای آن روز نه تنها هیچ نسبتی با این سینمای ملی نداشت بلکه کمتر نشانی از سینمای حرفه ای جهان و هنر هفتم نداشت.جمله این موضوعات دست به دست هم داده بود تا یک تعهدی به نام سینمای ملی برای عوامل فرهنگی این انقلاب ایجاد شود، از سوی دیگر برنامه سازی برای رفع نیاز مخاطبان در هر زمینه ای اجتناب ناپذیر بود، عناصری که می توانستند بجای هنرنمایان و عوامل غیر حرفه ای سینما بکار گرفته شوند، تحصیل کردگان دانشکده های هنری بودند که تحت تاثیر ماهیت چپ گرایانه آثار فرهنگی وهنری غرب و اومانیسم غربی قرار داشتند، عدم ارتباط مناسب این بدنه و عوامل با درک صحیح از مفاهیم دینی و مذهبی و اصول بنیادین در تفکر اسلامی و انقلابی، از جمله مسائل مهم پیش روی برنامه ریزی برای سینما بودند، ارزشها و مفاهیم دینی و انقلابی نیز به قالب های تصویری مناسبی برای ارائه داشت که چگونگی اعمال و ارائه آنها از جمله مسائلی بود که سینمای ملی در ابتدای راه با آن مواجه بود.

برای توضیح این مطلب باید به فراتر از سینما و به حرکت هایی در راستای هنر انقلاب در آن موقعیت اشاره کنم، در سالهای اولیه پس از انقلاب،عده ای تحت عنوان؛ جریان "هنر واندیشه اسلامی" به قصد جریان سازی در هنر اسلامی به تاسیس این حوزه پرداختند و به آثار هنری قابل قبول و ارزشمندی در زمینه های مختلف هنری دست یافتند، این جریان هنری اگرچه نتوانست به تغییرات اساسی در سینما دست یابد، اما هنرمندان و اعضای این جریان در زمینه های دیگر از جمله در زمینه نقاشی و هنرهای تجسمی توانستند آثاری درخورو ارزنده در مسیر باورها واعتقادات خود خلق کرده وارائه نمایند،نقش شهيد آويني در شكل گيري و ادامه اين جريان هنري چه در حوزه سينما و چه ساير هنرها به عنوان موتور محركه اين جريان انقلابي و اسلامي در هنر را نمي توان ناديده گرفت،آويني بويژه در راه اندازي جريان سينماي دفاع مقدس البته در دو بخش مستند بطور مستقيم و در بخش داستاني بطور غير مستقيم و از طريق تاثيرگذاري بر فضاي فيلمسازي كشور، سعي كرد تا در آن دوران خاص، فيلم سازان و مستند سازان را از طريق بسترسازي مناسب براي ساخت آثار سينمايي فاخر و اسلامي تقويت كند، رويكرد گزينشي او به آثار سينماي جهان وسينماي ايران كه بيشتر در قالب مقالات مستدل و با بيان قوي و قابل قبولي بويژه از مجله سوره در آن روزها انتشار مي يافت، جبهه اي از سينماگران متعهد و مسلمان را براي ساخت آثارسينمايي با ويژه گي هاي اسلامي انقلابي به ويژه در حوزه دفاع مقدس، ايجاد كرد كه بعدها بطور كامل تري عناويني مثل سينماي دفاع مقدس و سينماي انقلاب به خود گرفت. به هر تقدير بايد پذيرفت كه تلاش هاي فكري و فرهنگي آويني در شكل يابي اين جريانات نقش بسزايي داشته، هر چند كه در جاهايي ممكن است شاهد حضور مستقيم او و تفكراتش نباشيم، اما نيز نمي توان از نظر دور داشت كه آويني پايگاه فكري اين جريان در بيش از يك دهه از سينما و هنر انقلاب بود.

جریان دیگری که گاه به تقابل با جریان اول پرداخته است، به عنوان یک جریان رسمی مطرح بوده که به لحاظ برخورداری از امکانات وتوانایی های سرشار اقتصادی و اجتماعی همواره از تعیین کنندگی بیشتری برخوردار بوده و جریان عمومی هنر و به تبع آن سینما را در دست گرفت و در حوزه سینما نیز بدلایلی از تغییرات اساسی در سینمای ایران بازماند.اعتقاد به اتصال و تداوم فرهنگی جریان عمومی هنر کشور و باور انفصال و انقطاع فرهنگی از سوی جریان دیگر و گرفتاری در دام افراط و تفریط ها از جمله عواملی بوده که همواره این جریان های انقلابی را از هم افزایی وتکمیل یکدیگر بازداشته و در مقابل فضا را مستعد حضور فرهنگ وارداتی چپگرایانه کرد.اگر چه اعمال مدیریت های غیر فرهنگی بر این جریان ها در موقعیت های حساس و تاریخی را نمی توان فروگذار نمود، اما فقدان برنامه ریزی عمیق و جدی در جریان نخست و عدم اهتمام به عمل واقعی وعمیق تر در جریان عمومی باعث شد تا سینمای انقلاب در ادامه راه و مسیر حقیقی خود از توفیقات بزرگی دست بکشد.

در حقیقت برای اینکه بتوان یک حرکت مستقل را برای سینما در نظر گرفت می بایست یک منشور کلی در ابتدای حرکت تنظیم می شد، این منشور به صورت شکلی از اول وجود خارجی نداشت، اما حرکت هایی که شکل گرفت نیز یک سری اصول کلی رعایت شد، که می توان از ان به عنوان یک منشور یاد کرد، البته نباید فروگذار کرد که انحراف این جریان های سینمایی فقدان این منشور کلی در حرکت را همواره آشکار می ساخت، سینمای انقلاب تجربه های تلخی را از دوران طلایی سینمای ایران در خود دارد، یاس ودلسردی که هیچ گاه نباید در سینمای انقلاب راه می داشت تا بتواند مبلغ امید به آینده باشد، گاهی بر این سینمای آرمانی سایه انداخت که بر واقعیت تلخ این فقدان تاکید دارد. این گونه است که در درون این سینما در سالهای پس از انقلاب تا کنون تلاطم های زیادی را شاهد بودیم که گاه در اثر فراموش کردن پیام رسانی محتوای تولیدات این سینما بوده و گاه در اثر نیانگاشتن نقش هدایتگری و الگوسازی سینمای انقلاب، بوجود آمده است.سینمایی که معتقد است تاریخ ایران باید از آن تغذیه کند، نمی تواند رسالت های تاریخی خود در مواقع حساس روزگار این سرزمین را فراموش کند، این یک موضوع ساده نیست تا بتوان به راحتی از کنار آن گذشت و به آن توجه نکرد، در واقع این یکی از آن نکاتی است که باید در منشور سینمای انقلاب می گنجید. توجه به حقوق مخاطبین این سینما فارغ از حقوق سایر عوامل در این سینما جایگاه ممتازی دارد که گاه مورد بی توجهی سازندگان فیلم قرار گرفته است.آرمانگرایی به تنهایی در مقابل واقعگرایی صرف مد نظر این سینما نیست بلکه این آرمانگرایی باید همراه حق طلبی و حقیقت گرایی است، آثار در این سینما پیش از آرمانها و واقعیت ها بر حقایق، تاکید می کند. این سینما حق بدآموزی را از خود سلب کرده و حرکتی به سوی کمال دارد.

اینها آن مواردی است که باید به عنوان منشور برای یک سینمای آرمانگرای انقلابی از اول در نظر گرفته میشد و برای جمع آنها در یک اثر سینمایی تلاش می شد.

با دقت و توجه به دوران مختلف سینمای ایران، می توانیم سینمای پس از انقلاب را به چند دوره تقسیم کنیم؛ اولین دوره حیات سینمای انقلاب که از آغاز پیروزی انقلاب به مدت یک دهه ادامه داشته است، در حقیقت دوران طلایی سینمای ایران است که از آن به عنوان درخشان ترین دوران سینمای ایران وانقلاب نیز یاد شده است، سیاست های دولتی که در ابتدای این دوره تدوین شده بود تا پایان آن باقی ماند وتغییرات کلی را در بر نداشت و سیاست های دولت در قبال سینما واحد بود به گونه ای که این دوره معروف است به سینمای هدایتی و حمایتی. همه چیز درون هیئتی در معاونت سینمایی وزارت ارشاد بررسی و شکل می گرفت. تولید، پخش و توزیع فیلم هم تا نهایی ترین مراحل تحت هدایت و حمایت ارگان های دولتی بود و نهادها و موسسات غیر دولتی در این میان نقشی نداشتند.فیلم ها با سرمایه های دولتی ساخته می شد و تهیه کنندگان در واقع دلالانی بیش نبودند که فضای تفاهم بین فیلمسازان و بخش دولتی را فراهم می کردند.هر چند در همین سال ها تعاونی های تولید فیلم به تدریج پا گرفت اما هنوز عهده دار تولید در این سینما تنها موسساتی نظیر فارابی بود که یک نهاد دولتی بشمار می رفت.ابزار تولید نیز در اختیار وانحصار این موسسات بود و به نوبت در اختیار فیلم سازان قرار می گرفت، البته این کمک می کرد تا کار بیشتر صبغه فرهنگی داشته باشد چون دغدغه بازگشت سرمایه نیز وجود نداشت. واقعیت این است که شکل قوانین در این دوران چندان خوشایند به نظر نمی رسید و منطق مطلوب . مناسبی بر قوانین سینما حاکم نبود، اما بهترین تولیدات سینمای ایران مربوط به همین دوره است موفق ترین آثار در سینمای انقلاب مربوط به این دوره است.البته نمی توان فروگذار کرد در همین دوره تحت حاکمیت همین سیاست های هدایتی و حمایتی افرادی وارد سینمای ایران شدند که از تهیه کنندگی فقط اسم آن را یدک می کشیدند.

با تغییرات در سیاست های دولت در اوایل دهه 70 دوره دوم سینمای پس از انقلاب آغاز می شود، سیاست های دولت برای خودکفا کردن سینمای ایران با هدف تبدیل سینما به صنعت آغاز شد. قوانین تا حدودی تغییر کرد اما عملا اتفاق خاصی در مسیر تولید نیافتاد، دولت هم چنان به نظارت های خود ادامه می داد، منابع، امکانات و تجهیزات همچنان در اختیار دولت بود.اما حمایت های دولتی برداشته شده بود و موسسات و فیلم سازان تنها می توانستند به بانکها مراجعه نموده و تسهیلات اعتباری(وام) دریافت کنند. در این دوره مخاطبین سینما افت کرده و تولیدات سینمایی کمتر می شود اما برخی از پرمخاطب ترین آثار سینمای ایران نیز در همین ایام تولید می شود و این با بها دادن تدریجی به بخش خصوصی در سینما همراه بوده است.

دوره سوم که همراه با تغییرات سیاسی در مملکت وبا انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری، همراه بوده است در حقیقت دوره سیاست خصوصی سازی سینمای ایران نام دارد.نظارت های دولتی در این دوره کم رنگ تر شده و نهادهای مدنی مانند خانه سینما جایگزین بخش دولتی در این مهم میشوند.انجمن های صنفی در عرصه تولید وارد شده و برخی تصمیم گیری ها را برعهده گرفتند.شرایط خاص برای تولید برداشته شد.درجه بندی فیلم ها برداشته شد، شرط حضور در جشنواره برداشته شد، تصویب فیلم نامه نیز از ضرورت افتادو......اما این فضای باز نیز جابگو نبود و سینمای انقلاب بر خلاف همه انتظارات در سراشیبی سقوط قرار گرفت.

ترجيح مي دهم فعلن از دوره ديگري در سينماي ايران صحبت نكنم چرا كه بايد منتظر نتايج برخي از سياست هاي اتخاذ شده باشيم، هر چند مي توان راجع به چند سال گذشته بطور جداگانه صحبت كرد اما اميدواريم كه دوستانمان در مقام سياستگذاري سينماي ايران در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مقدمات تغييرات اساسي در وضعيت فعلي سينماي ما را فراهم كنند تا با طرح مباحث جديدتر آثار اين سياست ها را به نتايج چند سال قبل اضافه نموده و از يك دوره تازه در سينما با شما صحبت كنيم.

ديديم كه تغييرات سياسي تا حد زيادي بر فضاي سينماي پس از انقلاب تاثير گذاشته است، اين تغييرات متناسب با شرايط حاكم بر فضاي سياسي كشور در حوزه سينماي ملي نيز موثر بوده است.

هنر سينما از ابتداي ورود به ايران به عنوان يك تكنولوژي وارداتي، اغلب در يك تعارض بين محتوا و تكنيك به سردرگمي مخاطب در انتخاب ميانجاميد. سينما كه با تاكيد بر دو عنصر تكنيك ومحتوا هويت مي يافت با رويكرد ويژه اي در سينماي جهان سوم والبته ايران، مواجه بود. چرا كه تلاش ها براي دريافت تكنيك به تمامي صورت گرفته اما با محتوا تا حدود زيادي از در مسامحه درآمدند.اين يك سينماي جهان سومي بود كه محتوا را در درون غني نكرده اما براي واردات تكنولوژي مشتاق بود. اگر چه انقلاب اسلامي موجبات تحول فكري در باورها و برداشت هاي مخاطبين آثار هنري و فرهنگي را فراهم نمود، اما در حوزه سينما اين مساله تفكر هنوز حل نشده باقي مانده بود.يك مساله مهم در اين رابطه همين ساده پسندي به معناي عام آن در كلمه است كه در سينما حضورش منهای برخی مقاطع همواره ثابت و معين بوده است. مساله ديگر گرايشات شبه روشنگري وانتلكتوئلي بوده كه از يك سري تفكرات التقاطي نشات مي گرفت، با پديد آمدن جنگ بارقه هايي از نئورئاليسم سالهاي دفاع مقدس سينماي ايران را فرا گرفت كه تجلي آن را در برخي آثار ممتاز سينمايي نظير عروسي خوبان، بدوك، ديده بان، و پناهنده ديديم.اما در حاليكه جوانان و فيلمسازان ما درگير اين تجربه نئو رئاليستي بودند، موجي از تبليغ تفكرات اومانيستي با ته مايه هاي نوستالژيك فضاي سينمايي ما را فرا گرفت، اين موج كه بدنبال تشويق براي درس پس دادن هايي به سبك غربي به جشنواره هاي آن سوي مرزها بوده است و اين دقيقا در زماني بود كه جوانان ما فرصت اين را داشتند تا با رئاليسم زندگي ايثارگرانه مردم اين سرزمين سبك هاي تازه اي در سينماي انقلاب را تجربه كنند. لذا موضوع جشنواره هاي خارجي را در مسير القاي تفكرات وارداتي در حوزه سينماي انقلاب بايد در يك مبحث جداگانه بررسي كنيم.

که سینمای ما در حال تجربه یک سینمای نئورئالیستی بود که در این فضا می توانست رشد بهتری را خصوصا در حوزه فیلم سازان جوان و تازه نفس بدنبال داشته باشد،آن عده کهنه کاری که ایجاد این سینما وتجربه آن را برای جوان ترها، به صلاح خود نمی دیدند، نسل جدید فیلم ساز را به جشنواره های خارجی، که اهداف و مقاصد مشخصی را دنبال می کردند، امیدوار نمودند.

اینجاست که جای این تعبیر سینمای انقلاب خالی مانده، چرا که دیگر فیلم سازان ما توانایی ارائه آثاری با جلوه های زیبایی از ارزش های متعالی را نداشتند و این در حالی بود که سینمای ایران پر بود از استعدادهای درخشان هنری که همواره در بین هنرمندان موج می زدند.

البته در خصوص مديريت سينماي كشور بايد اضافه كنم كه بايد نگاه كنيم به محصولات سينماي كشور و در يك نگاه كلي به محصولات اين سال ها در مي يابيم كه به غير از دهه اول سينماي انقلاب كه مي توانيم از آن به عنوان درخشان ترين مقطع سينماي ايران و سينماي انقلاب از آن ياد كنيم، در بقيه سالها به تدريج با يك نيروي گريز از مركز مواجه بوده است و از اهداف بطور غير قابل توجيهي فاصله گرفته است در ساختار تشكيلاتي اين سينما هم به لحاظ ظاهر اتفاقات عجيب و غريبي افتاده است و نهايتا يك معجون پيچيده وغليظي از آن درست شده است كه به قول آقاي عسكر پور در جشن سينماي 84 همه چيز اين سينما عجيب مي نمايد يعني اينكه: تنها در اين سينماست كه فيلم ها به لحاظ اقتصادي ورشكسته مي شوند، اما همچنان توليدكنندگانشان فيلم ميسازند! در اين سينماست كه توليدكننده قبل از نمايش فيلم به سودش ميرسد! در اين سينماست كه پايين ترين ميزان استقبال مخاطب با بالاترين رقم توليد فيلم پاسخ داده مي شود!و قس علي هذا...

بگذريم از گزارش وضعيت سينماي كشور و بپردازيم به موضوع خودمان؛ اگر يادتان باشد در خصوص مبناي سينماي انقلاب اشاره كرديم كه حضرت امام(ره) در آن سخنراني تاريخي خود تكليف را مشخص كردند و با بيان اينكه ما با فحشاءمخالفيم، مانيفست سينماي انقلاب را در يك جمله كلي ارائه كردند. خوب، در همين رابطه بايد بگوييم وقتي قرار است سينماي ما با فحشا و فساد مخالفت كند يعني اينكه اين سينما مي خواهد به ارزشها بپردازدو لذا اصل بر اين است كه سينماي انقلاب قرار است سينماي ارزش ها باشد، حالا اين سينما براي طرح ارزش ها بايد اول مكانيسمي را براي كشيدن اين ارزش ها به جلوي دوربين ها طراحي مي كرد وبعد با طراحي يك ساختار سالم در زمينه هدايت اين سينماي ارزشي وارد زمينه هاي مختلف از سياست گذاري و قانون گذاري گرفته تا اجرا و فعاليت سينمايي مي شد.سينماي انقلاب ناچار است براي رسيدن به جايگاه حقيقي اش به ارزش ها بازگردد، اين بازگشت سينما به ارزش ها امروزه بيشتر از هر چيز ديگري براي اين سينما حياتي و ضروري است.

تهران- بهار 1391

سيد علي اصغر تقوي

 

آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 4 آبان 1392 ، 06:04
 
ایمن شده توسط وب سایت عرش هاست