نقد فیلم "دلخون" مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر   
يكشنبه ، 12 آبان 1392 ، 18:13

نقد فیلم "دلخون"

از فیلم نامه خوب هم می توان فیلم ضعیف ساخت

نقدی بر فیلم های بخش نگاه نو در جشنواره ۲۷ فجر(نقد فیلم دلخون)

با دیدن فیلم هایی از جنس دلخون در بخش نگاه نو جشنواره ۲۷ فیلم فجر٬ خواستم تا با مقدمه ای مختصر وارد موضوع نقد وبررسی فیلم دلخون ساخته محمد رضا رحمانی شده تا ضمن نقد فیلم٬بخشی از معضلات سینمای ملی رادر روزگاری که مدام حکایت از سینمای ملی می شود ٬ با هم مرور کنیم.

سینمای ایران در سال های پس از انقلاب که به نوبه خود یک انقلاب فرهنگی بود٬ کارش را با ظرفیت قابل توجهی در بخش ها و ژانرهای مختلف آغاز کرد که از آن جمله سینمای جنگ٬سینمای کودک٬ملودرام٬کمدی و.... است. رفته رفته در سال های بعد با تاسف شاهد تکرارهایی مشابه در ژانرهای مختلف بودیم که گاه به ندرت ما را با اتفاق تازه ای در سینمای ایران روبرو می کرد. بی تردید عوامل مختلف از مسوول و برنامه ریز گرفته تا تهیه کننده٬ سرمایه گذار٬ کارگردان و فیلم نامه نویس ٬ آگاهانه یا نا آگاهانه فضایی را برای سینما بوجود آوردند که گاه ورود به این عرصه و هر گونه خلاقیت واتفاق تازه را دشوار می ساخت. و این برای سینمای ایران یک رکود بود که سرنوشت سینما و اهالی آن را به هم گره می زد.

راه کارهای مقطعی برای برون رفت ازاین وضع٬ کارساز نبود و ورود افراد تازه نفس به قلعه سینما نیز پس از مدتی تکرارهمان وضع کلی بود. حضور ۲۳ فیلم در بخش نگاه نو جشنواره بیست وهفتم به نوبه خود یک رکورد در ۲۷ دوره گذشته بود که از آن جمله حضور چشم گیر کارگردان های تازه کار با فیلم های اول و دوم خود را در بر داشت. اگرچه کل فیلم های متقاضی نیز از همین تعداد بیشتر نبود اما پیش از دیدن فیلم ها واعلام نتایج جشنواره٬ یک اتفاق ویژه به نظر می رسید.

محدود شدن حلقه رقابت از ۲۳ فیلم به چند فیلم خاص در این بخش حکایت ازکم بودن تعداد کارگردان های فعال و حرفه ای در این عرصه داشت که به نوبه خود از اهم دلایل رکود محتوایی سینما است. هر چند که امروزه در سینمای جهان حتی سینمای آمریکا که اساس آن بر پول استوار است٬ ۷۰ یا ۸۰ درصد کارهای سینمایی به کارگردان های تازه کار سپرده می شود٬ اما نمی دانم چرا در سینمای ما همه چیز مدام تکرار می شود.

معرفی فیلم و کارگردان:

دلخون٬ از جمله فیلم های بخش نگاه نو جشنواره ۲۷ فجر بود٬ که این روزها در اکران خصوصی حوزه هنری نیز حضور دارد٬ محمد رضا رحمانی فیلم نامه دلخون را از علیرضا محمودی گرفته و پس از باز نویسی آن با کمک خود محمودی در مدرسه فیلم نامه نویسی حوزه هنری٬ کارگردانی کرده است. فیلم نامه پس از این تغییرات در حوزه هنری تصویب و آماده کار شد.سید حسین حقگو رییس موسسه توسعه سینمایی سوره وابسته به حوزه هنری تهیه کنندگی این اثر را به عهده داشت که رحمانی را از فیلم های کوتاه اش در انجمن دفاع مقدس می شناسد.او جان مایه فیلم را از اهم دلایل تمایل برای ساخت میداند به گونه ای که حتی اثر قبلی کارگردان(ستایش) در جشنواره ۲۶ را مرور نکرده است.

عوامل و بازیگران:

حامد بهداد٬ الناز شاکر دوست٬پوریا پورسرخ٬ هوشنگ توکلی٬حبیب دهقان نسب و....از جمله بازیگران این کار هستند که در جذب تماشاگر برای توجه به مضمون فیلم نظر تهیه کننده را جلب کرده اند و بالاخره مسعود اطیابی که در تهیه کنندگی این اثر٬ حقگو را همراهی کرده است

خلاصه داستان:

دلخون حکایت (عماد)جوانی است که بخاطر یک شک همسرش را به قتل رسانده است و حالا شب وروز را برای اجرای حکم اعدام به انتظار نشسته است اما ورود ناگهانی سیما وکیل تسخیری عماد همه چیز را عوض می کند و بالاخره در آخر  ٬این عماد است که با انابت از کرده خود پشیمان شده است و می خواهد اعضای بدنش را اهدا کند.

نقد و بررسی:

دلخون به عنوان دومین تجربه محمدرضا رحمانی د رحالی به فجر آمده است که هنوز ساخته اول وی(ستایش)  در جشنواره قبلی٬ فرصت اکران عمومی را نیافته است. این فیلم که سعی دارد مفاهیم اخلاقی متفاوتی را بطور همزمان القاء کند علی رغم اینکه از فرصت های خوبی برای بیان این مفاهیم برخوردار است٬ توفیق چندانی در این مسیر نمی یابد. مهمترین پیامی را که دلخون به سختی قصد دارد در نتیجه کار به آن بپردازد٬ موضوع اهدای اعضاء است که پیش از این در آثار بزرگانی چون کیانوش عیاری آمده است٬ عیاری که در نهایت تلاش و بکارگیری داستان خوب٬ سعی کرده است تا موضوع اهدای عضو را به یک حکایت روان بسپارد٬ نیز نتوانست به خوبی نظر تماشاگران را برای دیدن فیلم جلب کند.اما دلخون که در این مسیر موضوع اهدای عضو را با مفاهیمی چند گره زده است٬ فرصت کافی را برای بیان تمام هر یک از موضوعات پیدا نکرده است.

قصد توبه وانابت٬ ندامت و پشیمانی از جرم٬ تلاش برای پرداخت کفاره گناهان در دنیا٬فراز و فرودها در حرفه وکالت٬ فقدان قوانین موضوعی لازم در کشور و چندین موضوع دیگر از همین دست با اهدای عضو همراه شده است تا در نهایت قصه ای پر کشش و جذاب بیافریند٬ اما.....

دلخون در این مسیر سعی کرده است از همه عوامل حرفه ای استفاده کند٬ بازیگرهای قابلی را بکارگرفته و تهیه کننده های مطلوب و بالاخره عوامل خو ب وحرفه ای٬ اما در نهایت کار آماتوری را ارایه کرده است.البته نمی خواهم بگویم که دلخون فیلم بدی است بلکه می توانیم بگوییم که دلخون برای شروع یک کارگردان آماتور کار بدی نیست اما این خوبی و موفقیت را مدیون عوامل بیرونی است نه کارگردانی مطلوب.

اما می توان دو عامل موفق در کار این فیلم را ٬ فیلم نامه خوب و بازی خوب حامد بهداد دانست٬ بهداد که در این کار سعی کرده است تا از کلیشه ای شدن فرارکند٬ اگرچه لحظاتی را به همان عصبیت های همیشگی اش برمی گردد اما در مجموع با کنترل برخی حرکات مرسوم خودش٬ جلوه ای آرام از بازی اش در مقابل دوربین٬ خلق کرده است تا من بعد شاهد قابلیت های دیگری از او در راستای پرهیز از کلیشه ای شدنش باشیم. واین بازی موفق٬ قائم به ذات بازیگر است نه بازی گرفتن کارگردان٬ چرا که در مورد سایر بازیگران این اتفاق تکرار نشده است.

به غیر از حامد بهداد دقیقا می توان گفت هیچ یک از بازیگران سر جای خودش نیست و اصلا انتخاب متناسب با نقش صورت نگرفته است و یا اساسا ضعف متوجه کارگردان است که توانایی بازی گرفتن از آنها را نداشته است. چراکه؛ اجرای ضعیف گرفتن از بازیگران قوی در سینما٬ خود یک ضعف عمده برای کارگردان است.به عنوان مثال انتخاب پوریا پورسرخ در نقش یک چشم پزشک٬ که یک چهره تیپ و دارای شخصیت سینمایی خاص است ٬ یک انتخاب بد و نچسب برای او بود. البته پوریا یک بازیگر قابل در سینمای  ایران است و به هیچ وجه برای او کسر شان نیست که بگوییم او تا این حد انعطاف را نمی پذیرد٬ چرا که اصلا او یک کارکتر در سینما نیست و جایگاه و نقش او در سینما مشخص است٬ پوریا یک بازیگر تیپ است و این تایپیکال بودن است٬ که او را تبدیل به یک بازیگر قابل در سینما کرده است؛ احساسی بودن٬ انرژی و حرارت زیاد در اریه بازی ها از قابلیت های اوست و اصلا اینها را از ضعف های او ندانسته بلکه ضعف را متوجه انتخاب بازیگر می دانیم.

اشتباه بزرگتر کارگردان انتخاب الناز شاکر دوست برای نقش وکیل است٬ وکیلی که نیازمند ارایه برخوردهای قانونی و خشک و دقیق است و به هیچ وجه با بازی تیپ الناز شاکر دوست جور در نمی آید.این است که شاکر دوست با وجود ایفای نقش های انعطاف پذیر متعدد در سینما٬ نتوانسته است به خوبی نقش احساسی وعاطفی بودن یک وکیل قانونمند را برای مخاطب ایفا کند. نرمش های او در بازی نقش وکیل از صحنه وکالت و برخوردهای خشک تا برخوردهای احساسی و عاطفی به هیچ وجه برای مخاطب فیلم باورپذیر نیست.

اما حامد بهداد در این فیلم توانست قابلیت های خوبی را از خودش ارایه کند٬ زیرا که او کاملا متناسب با نقشش انتخاب شده است و دقیقا به همین خاطر است که می توانیم بگوییم؛ حامد دراین فیلم ٬خوش درخشیده است .چرا که تناقضات درونی یک جوان محکوم به اعدام را با بازی خوبش باورپذیر کرده است.

اگرچه این فیلم را در اکران خصوصی حوزه هنری دیده ام و پیش از آن در مورد حضورش در جشنواره فجر اظهارنظرنکرده ام اما باید بگویم کاندیداتوری این فیلم برای جایزه کارگردانی در بخش نگاه نو برایم کمی عجیب جلوه کرد. البته نقطه قوت دیگری برای این فیلم ذکر کرده ام و آن فیلم نامه خوب علیرضا محمودی است که نباید همکاری رحمانی را در تهیه فیلم نامه نادیده گرفت. چرا که تاثیرات رحمانی در فیلم نامه این اثر٬ کاملا مشهود است. اما این تاثیرات در هر حدی که باشد٬ تنها به نویسندگی او ارتباط دارد و چیزی را به کارگردانی او اضافه نمی کند.

کلام آخر:

راستش را بخواهید پس از دیدن فیلم به یاداین جمله معروف در سینما افتادم که می گوید: از فیلم نامه خوب هم می توان فیلم ضعیف ساخت.

سید علی اصغر تقوی

اسفند ماه ۸۷ - تهران

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 1 دی 1393 ، 09:30
 
ایمن شده توسط وب سایت عرش هاست